پرش به محتوای اصلی

میلگرد و فولاد ساختمانی

میلگرد نیروی کششی را در بتن تحمل می‌کند و گرید آن باید دقیقاً با نقشه سازه بخواند. تعویض خودسرانه گرید یا قطر، رفتار لرزه‌ای ساختمان را عوض می‌کند.

دسته میلگرد آجدار، تیرآهن و خاموت فولادی
سازه‌ای استاندارد ملی استاندارد ملی ایران ۳۱۳۲ (میلگردهای فولادی برای تسلیح بتن) و مباحث نهم و دهم مقررات ملی ساختمان

میلگردهای ساختمانی در ایران با سه گرید اصلی شناخته می‌شوند: A2 با تنش تسلیم 340 مگاپاسکال که آجدار نیمه‌سخت است و بیشتر برای خاموت و میلگرد عرضی مصرف می‌شود، A3 با تنش تسلیم 400 مگاپاسکال که میلگرد اصلی طولی تیر و ستون و شالوده است، و A4 با تنش تسلیم 500 مگاپاسکال که در سازه‌های خاص و پیش‌تنیده کاربرد دارد. تفاوت این گریدها فقط در مقاومت نیست؛ شکل‌پذیری و قابلیت خم شدن هم متفاوت است. میلگرد A4 برای خم تیز خاموت مناسب نیست و در محل خم ترک می‌خورد.

وزن هر متر میلگرد از رابطه ساده مربع قطر تقسیم بر 162 به دست می‌آید؛ برای نمونه میلگرد 16 حدود 1.58 کیلوگرم بر متر وزن دارد. این رابطه ابزار خوبی برای کنترل کم‌فروشی است. اگر وزن باسکول یک بسته میلگرد بیش از 3 تا 4 درصد کمتر از وزن محاسباتی باشد، قطر واقعی کمتر از قطر اسمی است و مقطع فولاد کمتر از چیزی است که طراح فرض کرده. شاخه‌های استاندارد 12 متری هستند و روی هر شاخه، نام کارخانه و گرید به‌صورت برجسته نورد شده است.

پرتکرارترین اشتباه اجرایی، جایگزینی میلگرد با گرید بالاتر یا قطر متفاوت بدون تأیید مهندس محاسب است. طراحی لرزه‌ای بر پایه شکل‌پذیری بنا شده و فولاد قوی‌تر با شکل‌پذیری کمتر می‌تواند محل تشکیل مفصل پلاستیک را جابه‌جا کند. اشتباهات دیگر شامل کوتاه گرفتن طول وصله، رعایت نکردن پوشش بتن روی آرماتور با نگهدارنده (اسپیسر) و باز گذاشتن قلاب انتهایی خاموت به‌جای خم 135 درجه است. نتیجه هر سه، کاهش عملکرد قاب در زلزله است.

زنگ سطحی و نارنجی‌رنگ میلگرد مشکلی ایجاد نمی‌کند و حتی چسبندگی را کمی بهتر می‌کند، اما زنگ پوسته‌شونده که با ضربه ورق‌ورق جدا می‌شود یعنی مقطع فولاد کاهش یافته و باید کنار گذاشته شود. میلگرد را روی زمین خاکی و در تماس مستقیم با آب انبار نکنید.

نکات خرید و کنترل کیفیت

۱

نام کارخانه و گرید روی بدنه میلگرد نورد شده است؛ میلگرد بدون نشانه‌گذاری نخرید.

۲

وزن باسکول را با وزن محاسباتی مقایسه کنید؛ اختلاف بیش از 4 درصد یعنی قطر واقعی کمتر است.

۳

هر تغییر گرید یا قطر باید کتبی و با تأیید مهندس محاسب انجام شود، نه با تصمیم آهنگر.

۴

گواهی استاندارد و تاریخ تولید را از فروشنده بخواهید